اینک سه ماه پس از انتخابات آمریکا ، آنچه ترامپیسم و برتری طلبی سفید، در جستجوی آن بوده یا هستند، آشکارتر شده است؛ تسلط بر افکار و منابع ملت ها و تبدیل جهان به «کارخانه ی پول سازی» با حکمرانی دیجیتالی راست افراطی. درباره ی مواهب تمدن سایبری جداگانه باید نوشت از دسترسی بی درنگ و بی سابقه به اطلاعات، اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی و جمعی و تغییر سبک زندگی و …. در این حال، آنچه ابر کمپانی های «سیلیکون ولی» به ویژه از اوایل قرن بیست و یکم بنا نهادند، صرفاً ابداعاتی نبود که سرعت و اعجاز تکنولوژیک را قرین زندگی بشر نماید. اگر بتوانند، در کهکشان اینترنتی و جهان شبکه ای مد نظر آنان، هر انسان ذره ایست که در دامنه ی «نفوذ الگوریتمی» و اراده صاحبان «ابر داده» حرکت خواهد کرد. چرا که هر خط اینترنت، مویرگی است که تا آخرین سلول مغز کاربر امتداد پیدا می کند و هر «داده» می تواند بر کروموزوم های افکار بنشیند و تحت بستر هوش مصنوعی تغییر و حتی جهش ایجاد نماید. در جهانی که غالب کامپیوترها یا تحت «ویندوز» است یا «اپل»، به همراه بیش از سه میلیارد حساب فیس بوک، دو میلیارد و نیم حساب یوتیوب، دو میلیارد حساب اینستاگرام و نزدیک هفتصد میلیون حساب «ایکس» و روزانه هشت میلیارد جستجوی گوگل و شبکه ارتباطی جهانی و عمیق دو میلیاردی واتس اپ و صدها میلیون اسکایپ و میت و سیگنال و زوم…، و مهم تر از پلتفرم های هوش مصنوعی، که همه تحت مالکیت و سلطه ی اطلاعاتی ابر شرکت های آمریکایی است، «استقلال دیجیتالی» بخشی جدایی ناپذیر از مفهوم توان و استقلال ملی است. می توان گفت، اعمال «سلطه دیجیتالی» از طریق پلتفرم های جهانی و هوش مصنوعی از اعمال قدرت با بمب های اتم چه بسا مهم تر و وحشتناکتر باشد. مهم تر، چون ابزار قدرت نرم و سخت است و لذا هنوزفراگیر نشده، در اندیشه سهمیه بندی آن برآمده اند تا تنها چند قدرت بر حکمرانی آن انحصار داشته باشند. وحشتناک تر است، چون یک تهدید بالفعل پیوسته و شبکه ای است، نه صرفا بالقوه و نقطه ای و بازدارنده.
اصلی ترین عمق استراتژیک ایران، خود ایران است. فوری ترین اولویت، دریافت و فهم پیچیدگی حکمرانی در جهان متحول کنونی است. با عقول متوسط و دانش حداقلی، نمی توان، برای مسائل پیچیده، راه حل دقیق و پایداری فراهم کرد و به رقابت با عقل مجهز به ساز و کارهای پیشرفته جهان پرداخت. در جهان مجهز به هوش مصنوعی، آنچه با پردازنده های پیشرفته در کسر زمان حاصل می شود، بسیار فراتر و چابک تر از عقول معمول است. چنین جهانی، نقش آفرینی وسیع تر خرد جمعی، و لاجرم مدیریت علمی نخبگان و نوابغ آگاه و وفادار به میهن را در همه عرصه ها مطالبه می کند. نوابغی که بتوانند با تسلط و آمیزه ای خلاقانه از «هوش برتر انسانی و هوش مصنوعی که خود نمادی از هوش جمعی است»، بهینه ترین هم افزایی را پدید آورند. و البته باید حساب حاکمیت خرد را با نخبه گرایی مذموم (الیتیزم) جدا دانست و نسبت به آن مراقبت داشت. اهمیت استقلال سیاسی و اقتدار نظامی روشن است. اما، خلاصه یا متوقف کردن توسعه و توان ملی در آن، آدرس غلط است. بدون قدرت متوازن در دیگر عرصه های حیات تمدنی از جمله تمدن سایبری، ملت قوی شکل نخواهد گرفت.سرعت تحولات جهان، بی سابقه و هر غفلت، عقب ماندگی و حسرت های تاریخی به دنبال خواهد داشت. راه حل چنین عرصه ای نه انکار است و نه انفعال. به رغم هژمونی طلبی دیجیتالی قدرت ها، خوشبختانه، با دسترسی ملت ها به سطوحی از تکنولوژی جدید، بسیاری از عقب ماندگی ها هم چاره ای سریعتر دارد. البته اگر، شایستگان در هرم مدیریت به پایین رانده نشده و حذف نشوند. ایده ها و مغزهای برجسته ای در ایران وجود دارد. اگر نگرانیم که دیگران به روی عقول و فحول ایران آغوش گشوده اند، این نتیجه ی تفاوت نظام ارتقاء وگزینش (اعم از انتصابی و انتخابی) در ایران با دیگر کشورها است که در یک سوی جهان دفع و در سوی دیگر جهان همان عقول را جذب می کند. به سران بسیاری از مراکز و کرسی های حیاتی و تصمیم ساز و تصمیم گیر هر کشور بنگرید؛ چند تن آنها را در ردیف خرد برتر قرار می دهید؟ چند تن آنان از یک کارنامه علمی یا عملی برتر برخوردارند؟ آنان که گزینش می کنند خود در چه ترازی ایستاده اند؟ این نمایه ای از منزلت و جهت گیری آینده سیستم آن کشور است. می توان گفت ضربه ای که در چهار دهه ی اخیر از نظام گزینش حذفی (اعم از انتصابی و انتخابی) و تنزل عاقله حکمرانی در کشور خورده ایم، چه بسا در مواردی از آمریکا نخورده ایم و این در حالی است که منطقاً در همه حال و از جمله برابر فشار حداکثری، عقلانیت حداکثری امری راهبردی است. باید بین اقتدار یک کشور و اقتدار گرایی که نتیجه اش حذف نخبگان و افول گرایی است، تمایز قائل شد و این مهم در هر دو فضای فیزیکی و دیجیتال مصداق دارد.
به فرموده امام علی (ع) هیچ نیرویی مانند عقل، هیچ فقری مانند جهل، هیچ میراثی مانند ادب و هیچ پشتیبانی مانند مشورت نیست. هر سیستم حکومتی ، اگر در فقر نخبگی و تصمیم های بی بنیاد قرار گیرد، دچار فقر و بحران و عقب مانده گی خواهد بود. و هر سیستمی، چه دموکراسی غربی و چه چین کمونیستی یا روس تزاری و یا …، و در هر سازمان و از هر قشری به هر میزان نوابغ و نخبگان و عقل حداکثری را مشارکت دهند، به همان میزان گره ها گشوده و قدرت ملی و بین المللی ارتقاء خواهد یافت. حکمت و قدرت هرگز از عقول ضعیف برنخواهد خاست. حتی شاهان متکبر نیز باید در کنار خود امیر کبیری می داشتند تا دار الفنونی شکل بگیرد. دوران تمدن سایبری که جای خود دارد.