روزان: اگرچه ازدواج برای نسلهای گذشته بهعنوان یک نقطه عطف و نشانهای از بلوغ اجتماعی و اقتصادی محسوب میشد، اما در دنیای مدرن این دیدگاه تغییر کرده است. چرا که پسران امروزی با مجموعهای از نگرانیها و دغدغهها روبرو هستند که تصمیم به ازدواج را برای آنها پیچیدهتر و دشوارتر میسازد. برخی از این دلایل شامل فشارهای اقتصادی، نیاز به ثبات شغلی، مسائل مربوط به استقلال فردی و حتی تغییرات در نگرشهای فرهنگی و اجتماعی نسبت به ازدواج و خانواده است. افزایش هزینههای زندگی و تحصیلات نیز به این مشکلات افزوده و جوانان را به تأخیر در تصمیمگیریهای مهم زندگی، از جمله ازدواج، سوق داده است.
از اقتصاد تا روانشناختی
دلایل اصلی ازدواج نکردن پسرها در جامعه امروز پیچیده و چندبعدی است و میتوان آنها را به عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی تقسیم کرد. یکی از مهمترین دلایل، عوامل اقتصادی است.ناصر قاسم زاده، روانشناس در این خصوص به «روزان» می گوید: بسیاری از پسران به دلیل مشکلات مالی و نداشتن شغل پایدار، توانایی تأمین نیازهای زندگی مشترک را ندارند. افزایش هزینههای زندگی، مسکن و هزینههای ازدواج، پسران را به تأخیر در ازدواج یا حتی چشمپوشی از آن سوق میدهد.
وی در خصوص نقش عوامل اجتماعی با ذکراینکه در جوامع مدرن، تغییرات فرهنگی و اجتماعی منجر به تغییر نگرشها نسبت به ازدواج شده است می گوید: واقعیت این است که پسران بیشتری به تحصیل و کار اولویت میدهند و ازدواج را بهعنوان یک اولویت پایینتر میبینند. همچنین، سبک زندگی مجردی و آزادیهای مرتبط با آن، برای بسیاری از پسران جذابتر از مسئولیتها و تعهدات زندگی مشترک است.
وی با بیان اینکه فشارهای فرهنگی و انتظارات خانواده نیز میتواند عاملی بازدارنده باشد می افزاید: بعضی از پسران به دلیل فشارهای خانواده برای ازدواج با فردی خاص یا رعایت معیارهای فرهنگی و سنتی، از ازدواج خودداری میکنند. این فشارها میتواند باعث ترس و اضطراب شود و آنان را از تصمیمگیری در این زمینه بازدارد.
این روان شناس تجربیات منفی گذشته، مانند طلاق والدین یا شکستهای عاطفی، را از دیگر عوامل روانشناختی موثر در فرار پسران از ازدواج دانسته و می گوید: این موارد می تواند تأثیر منفی بر تصمیمگیریهای آنان داشته باشد.
نقش کلیدی اقتصاد
اما همانطور که گفته شد، افزایش هزینههای زندگی یکی از مهمترین موانع اقتصادی برای ازدواج، افزایش هزینههای زندگی است. قیمت مسکن، مواد غذایی، بهداشت و آموزش همگی به طور چشمگیری افزایش یافتهاند. قاسم زاده با ذکر اینکه بسیاری از پسران جوان با درآمدهای پایین و ناپایدار قادر به تأمین این هزینهها نیستند می گوید: بیکاری یا داشتن شغلی با درآمد ناکافی و ناپایدار از دیگر عوامل بازدارنده است. جوانانی که امنیت شغلی ندارند، از تعهدات مالی ازدواج و تشکیل خانواده میترسند و ترجیح میدهند تا زمانی که شرایط اقتصادی بهتری پیدا کنند، از ازدواج خودداری کنند. هزینههای بالای ازدواج برگزاری مراسم ازدواج، تهیه جهیزیه، خرید مسکن و سایر ملزومات اولیه زندگی مشترک نیازمند هزینههای زیادی است. این هزینهها برای بسیاری از پسران جوان غیرقابلتحمل است و آنان را از تصمیم به ازدواج منصرف میکند با افزایش سطح توقعات در جامعه، استانداردهای زندگی نیز بالاتر رفته است.
ترس از تعهد و مسئولیت
وی همچنین با اشاره به عامل دیگری که موجب فرار از ازدواج می شود می گوید: ترس از تعهد و مسئولیت پذیری نیز ممکن است دلیلی برای فرار از ازدواج باشد. این ترس معمولاً به دلیل ترس از پذیرفتن تعهدات طولانیمدت، از دست دادن آزادی شخصی یا ناتوانی در مقابله با نیازهای شخصی مطرح میشود..
تاثیر زندگی مجردی
این روان شناس پذیرش بیشتر زندگی مجردی را نیز از عوامل دیگر ترس جوانان از ازدواج می داند و می گوید: از منظر جامعه شناسی و روانشناسی افرادی که تصمیم به زندگی مجردی میگیرند ممکن است به دلایل مختلفی این تصمیم را بگیرند. این افراد معمولاً به استقلال شخصی، فرصتهای بیشتر برای تحصیل و شغل، کمتر بودن تعهدات مالی و اجتماعی، و فرصت بیشتر برای تعقل و تکامل شخصی علاقه دارند. همچنین، زندگی مجردی میتواند موجب شود که افراد به طرزی آزادانهتر از زمان و انرژی خود استفاده کنند و بهراحتی اهداف شخصی خود را دنبال کنند.
پیامدهای اجتماعی یک پدیده
اما ازدواج نکردن پسرها در جامعه امروز پیامدهای اجتماعی متعددی به همراه دارد که میتوانند بر ساختار و کارکردهای اجتماعی تأثیرگذار باشند.قاسم زاده در این زمینه می گوید: کاهش میزان ازدواج منجر به تغییرات در ساختار خانواده میشود. افزایش تعداد خانوادههای تکنفره و کاهش تعداد خانوادههای هستهای، از پیامدهای این تغییر است. این مسئله میتواند به کاهش حمایتهای خانوادگی و کاهش تعاملات خانوادگی منجر شود. همچنین ازدواج نکردن پسرها مستقیماً بر کاهش نرخ زاد و ولد تأثیر میگذارد. کاهش تعداد فرزندان در جامعه میتواند به پیر شدن جمعیت منجر شود و پیامدهایی مانند کاهش نیروی کار جوان و افزایش بار مالی بر سیستمهای بازنشستگی و بهداشت و درمان را به دنبال داشته باشد.
وی ادامه می دهد: همچنین پسرانی که به دلایل مختلف از ازدواج خودداری میکنند، ممکن است با مشکلات روانی مانند تنهایی، افسردگی و اضطراب مواجه شوند. نبود حمایتهای عاطفی و روانی از سوی همسر و خانواده میتواند این مشکلات را تشدید کند و بر سلامت روانی افراد تأثیر منفی بگذارد. افراد مجرد معمولاً الگوهای مصرف و سبک زندگی متفاوتی نسبت به افراد متأهل دارند.
وی همچنین به مقوله ازدواج نکردن پسران و تأثیر آن بر مشکلات روانی نیز اشاره کرده و می گوید: یکی از این تاثیرات تأخیر در برقراری روابط عاطفی و اجتماعی مستدام است که ممکن است باعث ایجاد احساس تنهایی، اضطراب، و افسردگی در افراد شود. عدمپذیرش نقش پدری و مسئولیتهای زندگی خانوادگی نیز میتواند باعث افزایش استرس و اضطراب در افراد شود. همچنین، فشارهای اجتماعی و فرهنگی برای برقراری روابط زناشویی نیز میتواند به عواملی برای ایجاد افسردگی و اضطراب تبدیل شود.