در حالیکه کارشناسان اعلام می کنند گرانی و تورم باعث شده تا آمار سفرهای داخلی افت محسوسی را داشته باشد، برخی دیگر بر این باورند این موضوع فرصت خوبی است برای بازار ورود گردشگران خارجی به ایران، که رونق پیدا کند.
آمارهای سازمان ملل از وضعیت ورود گردشگرخارجی به ایران در سال جاری میلادی، تیرماه امسال منتشر شد که طبق آن در سهماهه نخست سال ۲۰۲۴ درمجموع یک میلیون و ۳۱۴ هزار و ۴۰۵ نفر گردشگر وارد ایران شدهاند. این عدد نسبت به بازه زمانی مشابه در سال ۲۰۲۳، رشد داشته، اما فاصله زیادی با آمارهای پیش از کرونا دارد. سازمان جهانی گردشگری در سهماه نخست سال ۲۰۱۹، آمار ورود بیش از دو میلیون مسافر خارجی به ایران را ثبت کرده است.
در چنین شرایطی مدیران وزارت میراثفرهنگی آمارهایی را اعلام میکنند مبنی بر اینکه در ده ماه گذشته ۶ میلیون گردشگر ورودی به کشور داشتهایم. اما به نظر میرسد این آمار صحت ندارد و علت آن نیز به اختلاف در تعریف گردشگر بازمیگردد.
این در حالی است که آذرماه بود که نایبرئیس سابق جامعه تورگردانان ایران گفت که گردشگری ورودی ایران در شرایط بسیار دشواری قرار دارد و عملاً متوقف شده است: «تقریباً هیچ گروه گردشگر اروپایی یا آمریکایی به ایران سفر نمیکند و بازار گردشگران محدود به روسها و چینیها شده که آنها نیز به تعداد بسیار محدودی نسبت به گذشته سفر میکنند.
این رکود تا جایی پیش رفته که حتی فصل بهار آینده، که همواره بهعنوان اوج گردشگرپذیری ایران شناخته میشود و بسیاری از تور اپراتورهای بزرگ از چندینماه قبل نسبت به خرید تورهای ایران اقدام میکردند، تمایلی به فعالیت در بازار ایران ندارند و از این رو ما فصل بهار را نیز از دست دادهایم.»
آمارهای دولتی گردشگری درست نیست
اکبر غمخوار، فعال گردشگری کشور در پاسخ به این پرسش که راه حل خروج از این وضعیت چیست؟ گفت: راه برون رفت از این وضعیت اهمیت دادن صدر تا ذیل مقامات کشور به صنعت گردشگری است. یک روز کشور تصمیم گرفته بود مسئله نفت را حل کند. به همین خاطر تمام قوانین و مقررات و ضوابط به نفع آن صنعت تغییر کرد. امروز اگر بخواهند به گردشگری اهمیت بدهند باید از بالاترین مقامات در حوزه دیپلماسی سیاسی و عمومی بپذیرند که گردشگری به عنوان یک صنعت پیشران میتواند به کشور کمک کند و باعث عدالت اجتماعی شود.
او تاکید کرد: اگر دنبال اشتغال هستیم باید قوانین را به نفع گردشگری تسهیل کنیم. اگر به دنبال توسعه گردشگری هستیم باید برای مقابله با ایران هراسی هزینه کنیم. هر شبکه تلویزیونی را تماشا میکنیم علیه ایران صحبت میکند. ما چقدر خرج مقابله با ایران هراسی کردیم؟ مدام دروغ میگویند که ایران خطرناک است و امن نیست. درحالی که ۹۹ درصد کسانی که به ایران آمدهاند اعلام کردهاند آن چه در ایران دیدهاند با آنچه که در رسانهها و شبکههای اجتماعی مطرح میشود مغایرت دارد.
پس باید تبلیغ گسترده داشته باشیم و تسهیلات فراهم کنیم. باید پرواز مستقیم ایجاد کنیم و شخصیتهای مرجع جهان را به ایران دعوت کنیم. در تمام سالیانی که در گردشگری ایران فعالیت داشتم از تمام گردشگران شنیدم که مولفه مهمان نوازی مهمترین مولفه گردشگری ایران است. خب چقدر برای تبلیغ این مولفه در جهان هزینه کرده ایم؟
این فعال گردشگری تاکید کرد: وظیفه دولت و وزارت میراثفرهنگی و گردشگری این است که ایران را در دنیا به عنوان یک مقصد گردشگری امن معرفی کند. وزارت میراث فرهنگی بگوید در این سالها برای این مهم چه کار کرده است؟ وزیر گردشگری تا امروز بیش از ۳۷ بار گفته ایران یکی از بهترین کشورها در تاریخ و تمدن و این صحبتها است. در حالی که حرفهای خودمانی فایده ندارد. در فضای بین المللی چه کار کردهایم که دنیا این ویژگیها را بداند و بشناسد؟
غمخوار با اشاره به وضعیت بد گردشگری داخلی نیز افزود: گردشگری داخلی به اقتصاد خانوار مرتبط است. مردم درآمد خود را اول برای اجاره خانه، موادغذایی و معیشت هزینه میکنند و اگر چیزی در سبد خانوار باقی ماند برای سفر هزینه میشود. الان چون توان اقتصادی خانوارها به مسائل اصلی نظیر مسکن، آموزش، دارو و حتی غذا نمیرسد، پس سفر خود به خود از سبد خانوار حذف شده است.
ببینید که یک سفر کیش از سفر دوبی و ترکیه گرانتر تمام میشود. دولت باید امکانات و تسهیلات در اختیار مردم، بازنشستهها، کارمندان و کارگرها قرار دهد تا آنها بتوانند لااقل یک سفر ارزان را تجربه کنند. در این رابطه هم تاکنون هیچ اقدام موثری توسط دولت انجام نشده است.
براساس اخبار منتشر شده خدمات گردشگری و بلیطها بین ۳۰ تا ۴۰ درصد گران شدهاند. موضوعی که باعث شده تا درصد زیادی از ایرانی ها و خانواده های آنها عطای سفر را به لقای آن ببخشند.
مرکز آمار ایران در گزارشی که منتشر کرد از افت چشمگیر سهم سفر در سبد هزینه سالانه خانوارها در کشور از سهدرصد در سال ۱۳۹۶ (پیش از شروع عصر تورم بالا) به ۱. ۶ در سال ۱۴۰۱ خبر داد. گرچه بعد از آن آماری در مورد سهم گردشگری و سفر در خانوادهها منتشر نشده اما، بیشک با توجه به افزایش نرخ و قیمت کالا و خدمات طی یکسال گذشته، این رقم و سهم، همچنان کمتر و کوچکتر شده است! علاوه بر این گزارشی که اتاق بازرگانی تهران نیز منتشر کرد حکایت از آن داشت که هر خانوار تهرانی در طول سال تنها میتواند ۵. ۵ میلیون تومان برای سفر و تفریح و رستوران هزینه کند که در خوشبینانهترین حالت تنها هزینه یک سفر خواهد بود.
همچنین چندی قبل یکی از رسانهها بعد از انجام یک نظرسنجی در ا شبکههای اجتماعی علام کرد؛ «تعداد مسافرتها» و همچنین «محل اقامت مسافران» نشان میدهد، فقط ۱۵درصد از نظردهندهها در یکسال اخیر، بیش از ۲بار سفر رفتهاند. براساس نتایج این نظرسنجی بومگردی، کمترین و خانه اجارهای بیشترین سهم از محل اقامت را دارد. از سویی نتایج این نظرسنجی حاکی از آن است که نزدیک به نیمی از نظردهندهها یعنی ۴۴درصد در سالجاری حتی یک بار هم سفر نرفتهاند. علاوه بر این از جمع ۵۶ درصدی کسانی که سفر کردهاند ۱۵درصد اقامتشان در «چادر» بوده و ۲۲درصد برای کاهش هزینه و پرداخت اشتراکی اقامت در خانههای اجارهای ساکن شدهاند.
جمشید حمزهزاده، رئیس هیأت مدیره جامعه حرفهای هتلداران ایران به خلوتی اقامتگاهها در برخی شهرهای کشور در ماههای اخیر اشاره دارد و درباره وضعیت سفر براساس حجم اقامت مسافران در اقامتگاههای رسمی کشور، گفته بود: به جز برخی شهرهای جنوبی که این فصل آب و هوای مناسبی دارد و شهرهای شمالی که مقصد خانهدومها است، بیشتر شهرها کممسافر و خلوت هستند، بیشتر استانها در شرایط مشابهی به سر میبرند، که البته دلایل مختلفی دارد؛ گردشگری ورودی دچار مسأله است، گردشگران اروپا و آمریکایی تقریباً نمیآیند و مسافران چینی و روس هم خیلی کم شدهاند. از طرفی، گرانی و تورم اجازه نمیدهد مردم خودمان هم خیلی سفر بروند. تا چند سال پیش، هر خانوار در طول سال دستکم یک سفر میرفت، اما الان برای خیلی از خانوادهها با این وضعیت هزینههای حمل و نقل و اقامت، نمیصرفد سفر بروند.
وی تأکید کرده بود: کاهش مسافر، باعث شده بسیاری از هتلها و اقامتگاهها و خلوت و خالی باشند. درحالیکه هزینه نگهداری تاسیاست گردشگری به شدت بالا رفته است. میتوان گفت، هزینه حاملهای انرژی برای هتلها و تأسیسات گردشگری بیشتر شده است. البته قیمت گاز که هفتونیم برابر شده بود کمی کاهش یافته است، ولی قیمت برق به بهانه «حق ترانزیت» به شدت بالا رفته است. هیچ مصوبه حمایتی هم از این تأسیسات در وضع موجود گردشگری وجود ندارد.
کابوس خانوادههای متوسط و کم بضاعت
مرتضی خاکسار کارشناس حوزه گردشگری اما از منظر جامع تری به ماجرا نگاه می کند. وی در این خصوص به «روزان» میگوید: طبیعی است که گرانی ها روی صنعت گردشگری نیز مانند بسیاری دیگراز صنایع تاثیربگذارد. واقعیت این است که افزایش قیمت ها و گرانی ها به قدری توان مالی مردم را حتی برای انجام سفربا ماشین شخصی خودِ مردم کاهش داده است، که بسیاری ترجیح می دهند با درنظر گرفتن صرفه جویی هزینه های بین راهی، تهیه اقامتگاه خورد و خوراک گران در مقصد و … آن را صرف هزینه های ضروری تر کنند.
وی با ذکر اینکه حذف سفر از تصمیمات و برنامه ریزی های خانوارها بحرانی است که علاوه بر تهدید بسیاری از مشاغل مرتبط با گردشگری، بحران گسترش جامعه ناسالم روحی و جسمی را به دنبال دارد می گوید: در نتیجه ادامه این رویه می تواند به کاهش کارآیی جامعه در عرصه های مختلف تولید و رشد اقتصادی بیانجامد، بنابراین اگر دولت در این حیطه سرمایه گذاری کند، در واقع برای رونق آینده کشور سرمایه گذاری کرده است.
ضرورت تعریف بسته های حمایتی دولت برای رونق سفر
وی «نوروز» را بهانه ای می داند که می تواند تا حدودی باعث رونق گردشگری شود و می گوید: بخش زیادی از مشاغل مانند رستوران دارها، هتل داران، بوم گردها، اصناف، فعالان صنایع دستی و گردشگری و حمل و نقل و … چشم امیدشان به رسیدن عید و سفرهای نوروزی است از سویی نوروز می تواند فرصتی برای دولت نیز باشد تا با تخصیص تسهیلات، از حرکت شهروندان به سمت افسردگی و خمودگی و بی انگیزگی و … جلوگیری کند چرا که در غیراین صورت علاوه بر نابودی صنعت گردشگری، بسیاری از صنایع دیگر نیز درارتباطی تنگاتنگ به تدریج کمرنگ و یا نابود می شوند.
چند سال قبل نیز وقتی دلار به یکباره بالا رفت، دولت برای عبور از رکود گردشگری ارزهای سفری را برای مسافران خارجی در نظر گرفته بود. حالا گروهی از کارشناسان معتقدند که چنین راهکاری دوباره میتواند مؤثر باشد. اما خاکسار در این زمینه میگوید: این راهکارها شاید برای یک برهه مؤثر باشد ولی درمان قطعی نیست. باید دولت به دنبال راهکاری باشد که تن نحیف و بیمار صنعت گردشگری را درمان کند وگرنه هر از چند گاهی باید منتظر بحرانهایی با شدت و ضعفهای متفاوت در این زمینه باشیم.
تا پایان برنامه هفتم توسعه، ایران باید به رقم سالانه ۱۵ میلیون گردشگر برسد؛ رقمی که به گفته وزیر میراث فرهنگی و گردشگری باید زیرساختهایی برایش فراهم شود که در حال حاضر نداریم. آنطور که صالحیامیری گفته است، در حال حاضر در کشور ١۴٣٠ هتل ثبت شده است که بسیاری از آنها شرایط پذیرش گردشگر را ندارند. از سوی دیگر طبق برنامه هفتم توسعه تعهد داریم که سالی ١٠٠ هتل در کشور ساخته شود و افتتاح کنیم که البته امکانپذیر است، اما پیشنیاز آن سرمایهگذاری بخش خصوصی و حمایت دولت است. در چنین شرایطی به نظر می رسد نه می توان به افزایش آمار گردشگران خارجی امیدوار بود و نه به رونق داخلی توریسم داخلی.